|
ايرانم آرزوست
پست الکترونیک آرشيو ماهيانه نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات
Powered By JAVANBLOG.COM |
جنبش سبز
# پس چرا هيشكي سبز نميپوشه
من در عجبم.ما كه اينهمه به سياست علاقه پيدا كرديم و به قول بعضي ها به رشد اجتماعي رسيديم پس چرا هنوز ابتدائي ترين كار ممكن كه چش اين مفت خوراي سپاه رو دربياريم و با پوشيدن لباس سبز روي اعصابشون رو راه بريم انجام نمي ديم. آخه كار سختي نيست.يه بلوز سبز پسرونه...يه مانتوي دخترونه...واسه بچه ها هم لباس سبز ديگه احتياجي به دستبند سبز هم نيست.هم اينارو ديوونه مي كنيم هم خطري نداره
چه شود؟
آخ جون...مثل اينكه اين تو بميري ديگه از اون تو بميريا نيست.دم هممون گرم كه اين سري قصد كوتاه اومدن نداريم.
وقتي صحبت از راه سبز اميد ميشه شايد زياد دلمون خوش نشه و بگيم كه از اين حزب و جبهه و گروه تو ايران فايده
نداره!اما وقتي صحبت از تلويزيون و يك شبكه ماهواره اي مياد اون موقع هستش كه يه ندائي ميگه كه كار اين دولت كودتا
به آخر رسيده!فكر كن!تو تلويزيوني كه قراره اسمش بشه سبز نبوي باشه مخملباف و كديور و آخ جون عمو محسن هر كي
كه دوسش داريم جلوي دوربين بيان و از اون پشت هم كلي هنرمند و سياستمدار روشنفكر همراهشون باشن ديگه بايد واسه
اين اتحاد سبز افتخار كنيم.من نميدونم اين دكتر كه اين همه به ما علاقه داره نمي ترسه كه يه روز علاقه ما بهش بيشتر
بشه ...؟
نوشته شده در 28/5/1388ساعت04:17 توسط F@Ry@D
| لینک ثابت ||
- نظر(1) -
اكبر شاه كه ميگن يعني اين
البته خيلي زوده كه من بخوام تو جايگاه سياست نظر بدم.اما الان كه فكر مي كنم مي بينم بابا اين اكبر شاه آخرشه. حداقل تو تصميم در مورد نماز جمعه كارش درست بود.فكر كن اگه ميومد و حالا به هر جناحي مي رفت عملا الان ديگه يه مهره سوخته ميشد. ولي با اين كارش الان نه تنها قدرت بيشتري بدست آورد بلكه از نظر انساني هم ميشه گفت حداقل تو روحانيت (هدف از روحانيت اون دسته شير حلال خرده هائي هستند كه كنار مردم موندند)از جايگاه ويژه تري برخوردار شده و به مثابه يك رئيس واقعي ميتونه در مجمع تشخيص مصلحت با قدرت به كارش ادامه بده و بايد به علي چپ دست بگيم كه زدي به خاكي. تو آخرشم نميتوني مثل اكبر شاه يه سياستمدار بزرگ بشي
ما هستیم.
سلام آقاي موسوي آقاي موسوي امروز از رسانه ميلي و در ادامه طنزهاي زنجيره اي اعترافات شاهد برخي طنز نوشته هائي بوديم كه از سوي جوانان و برادران با شرفم فقط وظيفه روخواني انجام شد.گلايه اي بر ايشان نيست و درود به شرفشان كه 60 روز دوري از خانواده و زجرهائي كه اين دولت كودتا بر ايشان وارد آورده بود را ميشد در چهره هايشان خواند. آقاي موسوي من با قسمتي از صحبت هاي ايشان موافق و با بخش عمده اي مخالف هستم. اجازه دهيد كمي واضح تر سخن بگويم. من هم از شما گله مندم و هم خرسند.گله مندم كه چرا 4 سال پيش قدم بر اين عرصه ننهاديد كه حال ما بايد اين اوضاع را شاهد باشيم.خرسندم كه اگر شما 4 سال پيش مي آمديد ديگر اين جنبش تشكيل نمي شد و عمر اين حكومت سر نمي آمد.گله مندم كه چرا با آمدنتان ما را هم به وادي سياست كشانديد طوري كه شب و روز مان را در پي اخبار سياسي مي گذرانيم.خواب و خوراك را از ما گرفته ايد.ما را هم علاقه مند به سياست كرديد.ولي خرسندم.بسيار خرسندم كه با آمدن خود بيدارمان كرديد.به ما گوشزد كرديد كه چه اتفاقاتي اطرافمان در حال وقوع است و ما از آن بي خبريم.به ما فهمانديد كه كشور در چه اوضاعي است.البته اوضاع كشور را ننه جون مهدي هم مي دانست اما اينكه چگونه از اين مخمصه رهائي يابيم را نشانمان داديد. خرسندم كه بعد از 24 سال زندگي اكنون مي توانم در بحث هاي سياسي شركت كنم و نظر بدهم.خرسندم كه خوبان را از بدان قادر به تشخيص شده ام. خرسندم كه ديگر شما و ساير همراهان اين موج سبز جائي در اين دولت فساد ندارند.خوشحالم.خوشحالم كه با اين همه خطرات هنوز هم در كنار ما ايستاده ايد.خوشحالم كه مي بينم آن قدر اين موج و جنبش ترس را در دل اين دولت كودتا گنجانده است كه وقتي به لحظات بعد از دستگيري شما و شجاعان هم رديف شما فكر مي كنند موهاي بدنشان سيخ مي شود و مثل جن ديده ها رشته اين افكار را از سر بيرون مي كنند.حوشحالم كه بعد از 60 روز سران راستين و خدمتگذار كشورم هنوز با دميدن روح تازه به اين جنبش آن را تنها نمي گذاراند. خوشحالم كه براي باز پس گيري حقوق به سرقت رفته ما و به اصرار خود ما پا پس نكشانديد و همواره با بيانيه هاي استوار خود لرزه را بر اندام اين دولت كودتا انداختيد. آقاي موسوي دوست ندارم امروز و بعد از ديدن طنز نوشته هائي كه برادرانم فقط از روي اجبار مجبور به روخواني آن بودند چشمان خسته خود را به اشك آغشته كنيد و خود را مقصر بدانيد.شما بايد به مانند يكي از افراد اين موج در كنار ما بمانيد.فردي كه شايد بودنش در كنار ما حداقل اميدي دو چندان مي دهد.اگر آنها خواندند كه چرا ما را به اين سو كشانديد و ما را وارد اين بازي كرده ايد در جواب نگارنده هاي اصلي اين طنزها دوست دارم بگويم كه آقاي موسوي من از شما بسيار متشكرم از اينكه ما را بيدار كرديد تا در مقابل دزدهاي مال و ناموس خود ايستادگي كنيم و به آنها كه زهي خيال باطل را در سر مي پروراندند بگوئيم كه ما هستيم. آقاي موسوي ما تا آخر آزادي و آزادگي ايستاده ايم. مخلص شما:خس و خاشاك
# اعتراف قبل از دستگيري
به نام خداوند بخشنده مهربان و خداوند توبه كنندگان را دوست دارد ! با عرض سلام خدمت نايب صاحب زمان جناب آقاي خامنه اي ! سلام و خسته نباشيد محضر دكتر گران قدر و جانشين خداوند بر روي زمين ! و يك خسته نباشيد ويژه خدمت زحمت كشان حكومت ديكتاتوري آقايان جلاد"جناب خرس آبادي"موش ريز نگهبان"طائب بسيجي"رئيس طنزنامه كيهان "جوكر معروف حاج آقا مصباح و نان به نرخ روز خور جناب آقاي رئيس مجلس كه با تلاش شبانه روزي خود نوكري خود به بيت رهبري را ثابت نموده اند. از سلام و احوالپرسي كه بگذريم وقتي براي تعريف و تمجيد نمي ماند .مستقيم تشريف مي بريم سر اصل مطلب تا وقت گرانبهاي شما هم در دولت كودتا هدر نرود. امروز و پس از پخش سومين جلسه دادگاه اغتشاشگران بعد از انتخابات و تماشاي جوانان و برادران خود كه شور و نشاط به عينه در چشمانشان موج ميزد و درك اين موضوع كه بعد از سپري كردن 60 روز در هتل اوين خوشي زير دلشان را ربوده است و با بيان برخي دست نوشته ها قصد آمدن در اين هياهو و گراني ها را دارند بنده هم به آئين اين روزها و در راستاي اعترافات جان سوز و گداز اهل خاشاك بنده هم تصميم به اعتراف گرفتم با اين تفاوت كه تقاضامندم بعد از اعترافات بنده را راهي هتل اوين بگردانيد تا من هم سعادت همنشيني با اين بازجويان محترم را داشته باشم و بتوانم در فضاي گل و بلبل داخل كمي بر استدلالات خود بيفزايم.از شما چه پنهان كه اين روزها تعريف هائي را از زبان اين اغتشاشگران آگاه و با تجربه مي شنوم كه ديدگاه قبلي ام را به زندان و زنداني كاملا برگرداند.اما تنها نكته مبهم كه بر ذهنم مي ماند اين است كه چرا در اين فضاي گل و بلبل و غذاهاي رنگارنگ اين دوستان اينقدر براي بيرون آمدن بي قراري مي كنند.و البته اين نكته كه براي تحقيقات پايان ترم خود آن را كامل كنم كه بودن در چنين فضائي چگونه به لاغر شدن برادرانم منجر مي شود.چرا باعث تيك هاي عصبي شده است كه به عينه در تلويزيون قابل مشاهده مي باشد.اين ها سوالاتي است كه اگر خدا بخواهد پس از اعترافات و راهي شدن به هتل اوين به جواب آنها خواهم رسيد. شما را به خواندن ادامه اعتراف پس از يك پيام بازرگاني دعوت مي نمايم. اگر مي خواهيد هيجان را تجربه كنيد...اگر مي خواهيد ترس را در وجودتان احساس كنيد...اگر مي خواهيد برويد و ديگر برنگرديد...اگر مي خواهيد ساعاتي را با جناب عزرائيل بگذرانيد !!!ما شما را همراهي مي كنيم!!! با توپولف همه اينها را يكجا داشته باشيد.(موسسه هواپيمائي پوتين اير لاين) ادامه اعتراف: بلي.بنده هم اعتراف مي كنم كه شب قبل از انتخابات جناب آقاي موسوي زنگ زدند به موبايل بنده و گفتند كه يكسر به ايميل خودت بزن.من برات دستور درست كردن نارنجك دستي را كه در زمان جنگ آموخته بودم فرستاده ام.به محض اينكه اولين نتايج اعلام شد با بروبچز بريزيد خيابون و تا ميتونيد بتركونيد.در ضمن حتما يادت باشد كه از اون قرص اكس هائي كه در ستاد به شما داده بودم حتما بين بچه ها تقسم كن. بنده در جواب به ايشان گفتم كه سيد شما از كجا ميدوني تقلب ميشه .سيد برگشت به من گفت كه پسر كاري رو كه ميگم بكن. مگه چشات ضعيفه نمي بيني كه دكتر چقدر طرفدار داره.چپ ميري ميگن دكتر راست ميري ميگن دكتر. همه جا تابلو زده دكتر !!!ديگه به چشات كه ميتوني اعتماد داشته باشي.به اين اكبر هم گفتم بابا پس تو چيكاره اي تو اين مملكت.آخه اين همه ميگن اكبر شاه اكبر شاه.آخه نميتوني يه جوري تقلب كني به نفع داشت اينا كه دكتر راي نياره. خلاصه آمار هم گرفتيم .همه چي نشون ميده كه دكتر راي مياره.نقشمون هم اينه كه الكي حول و حوش بعد از ظهر به ستاد مركزيمون حمله كنيم بگيم بسيجي ها بودند و بعد هم قبل از نتايج بگيم برنده شديم.شير فهم شد !!!(فقط نميدونم اين وسط جناب آقاي رئيس مجلس چطوري فهميد كه سيد راي آورده !!!) به سيد گفتم خب خطر داره !!! سيد گفت تو اينكارو بكن خودم ميسازمت.گفتم سيد موادي كه سري قبل تو ستاد دادي خدائيش مال نبودا...بچه ها كلي ناراضي بودن.تازه شما هم بايد بهشون بدم.گفت باشه با اكبر صحبت مي كنم مي گم ساپورتتون كنه. بازم بگم؟ بگم؟بگم؟ مي گما ا ا ا مخلص شما:خس و خاشاك
|